ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو، کاش کودک بودم تا شبها قبل از اینکه بفهمم چه کسی برایم لالایی گفته، ای کاش کودک بودم ، تا هر وقت دلم می گرفت با صدای بلند گریه می کردم ای کاش کودک بودم ، تا عروسکهایم را در اختیار می گرفتم و ای کاش کودک بودم ،تا بزرگ ترین شیطنت زندگیم نقاشی روی دیوار بود. ای کاش کودک بودم ، تا از ته دل می خندیدم، ای کاش کودک بودم ، تا در اوج ناراحتی و درد با یک بوسه تو، ای کاش کودک بودم ، تا سرنوشت مرا به بازی نمی گرفت و شکست را درک نمی کردم. ای کاش کودک بودم ، تا وسوسه کاری به من نداشت و احساس مرا اسیر خود نمی کرد. ای کاش کودک بودم ، تا شاید معصومیت چشمانم در تو اثر می کرد. ای کاش کودک بودم ، تا هیچ گاه تو را نمیخواستم و دلم برایت تنگ نمی شد. چه زود بزرگ شدم !
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط حمید باباپور
|
برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد.
چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
انديشيدن به پايان هر چيز شيريني حضورش را تلخ مي كند... بگذار پايان تو را غافلگير كند درست مانند آغاز
+
نوشته شده در یکشنبه 25 آذر1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط حمید باباپور
|
بهترین مبارزه آن است که حریف از تو قوی تر باشد.
بهترین شوخی آن است که بدون تحقیر و تمسخر دیگران باعث شادی جمع شوي. به زبان آوردن کلمه ای به طرف مقابل انتقال دهی. نفس عمل برایت مهم نباشد. یک نفری در عین دو یا چند نفربودن. آگاه و بیدار باش. اصلا" وجود نداشته باشد. و آن را انجام دهی. نه عقل تو. ازحاشیه بپرهیز.
از صمیم قلب دوستش داری.
سلامتی است و دل خوش.
که در عمل عکس آن چه را گفته اند نشان بدهی نه با زبان.
در وجود خودت است.
که در آن افراط نباشد. که هر گز از بالا به کسی نگاه نکنی مگر آن که بخواهی او را از زمین بلند کنی. خصوصیات شخصیتی شان امتیاز بدهی نه براساس ظاهر و ثروت شان . از میان رفته باشد و نه اسمت . هیچ مال و ثروتی در جهان به اندازه نام نیک جاودانه نیست.
+
نوشته شده در سه شنبه 20 آذر1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط حمید باباپور
|
سلام فكر میكند چقدر فرصت دارید؟ شاید تعجب كنید و بپرسید فرصت برای چی؟ فرصت برای زندگی كردن, لذت بردن و به معنای واقعی زنده بودن. زنده بودن برای شما چه معنایی دارد؟ كمی فكركنید وببینید آیا تا به حال زنده بوده اید؟ در این لحظه حس زنده بودن دارید یا درسایه تكرار روزمرگی با زندگی خداحافظی كرده اید؟ زنده بودن صرفا به معنای نشان دادن علایم حیاتی نیست. اگر شما همراه فرزندتان سالهای تولدتان راجشن گرفتید و همراه او بچگی كردید. با او رشد كردید و زندگی را از نو و باهمان هیجان وكنجكاوی تجربه كردید, زنده اید. اگر هنوز مست دیدن درخت حیاط میشوید و مفتون آواز پرنده, اگر هنوز هم به اسمان نگاه میكنید و در عظمتش غرق میشوید و اگر بهمراه طبیعت سبز رشد میكنید زنده اید. اگر میتوانید گریه كنید واگر از گریه كردنتان لذت میبرید و اگر برای خندیدن دنباله بهانه نیستید و از ته دل میخندید زنده اید. اگر هرروز ازخالق زیبایی ها سپاسگذاری میكنید یعنی زنده بودن را تمرین میكنید. بسیاری از انسانها هستند كه علایم حیاتی را نشان میدهند اما دراصل زنده نیستند و انهامدتهاست كه درسكون خود حبس شده اند, مدتهاست همه چیز را از پشت شیشه تكرار می بیننند. غافل از این كه كافی است فقط دستی به شیشه بكشند و غبار روزمرگی را از ان پاك كنند, دیگر نه اثری از كدورت های گذشته باقی میماند و نه ازتاریكی تكرار. و میبننند كه همه چیز نو شده ودوستان واطرافیان, طبیعت وزندگی وانرژی ونشاط همه جا موج میزند, امواج مثبت همه جا پخش میشود. از اسمان باران تازگی و طراوت میبارد. اری! چشمها را باید شست. جور دیگر باید دید. كافی است ایمان بیاوریم كه ساقی هرچه ریزد لطف اوست, محبوب هرچه خواهد محبوب است. انوقت است درهرواقعه ای خیر ان را می یابیم و احساس زنده بودن میكنیم. ان وقت است كه وجودمان تبدیل به منبع انرژی و نشاط میشود.در اینصورت به هركجا قدم میگذاریم همه حیران ارامش درونی ونشاط و سرزندگی ما میشوند. وقتی زنده ایم ازخود اواج زندگی ساطع كرده و همه خوبیها را به سوی خود جلب میكنیم. وقتی هرروز به خودتلنگری میزنیم كه زنده هستیم و زكات زنده بودن را باید بپردازیم. به جهان اطرافمان دقیقتر میشویم و سعی میكنیم درهرچیز وهركس نكته مثبتی بیابیم و به اویاداور شویم وزنده بودن مان را با مهر وعشق درون مان ثابت كنیم.كمی به اطرافمان دقیقتر نگاه كنیم. از همین لحظه شروع كنیم و به كاینات اعلام كنیم كه زنده هستیم و موج زندگی ونشاط را درهستی به جریان بیندازیم. با صدای بلند وپرانرژی اعلام كنیم وانچنان احساس دورنمان ودرونتان را بروز دهید كه قلبتان وقلبمان ازشور ونشاط به تپش بیفتد: من زنده هستم وعشقم را نثار زندگی میكنم. زنده بودن را باید تمرین كرد بیائید با تپش عشق و نیروی زندگی و ره یافتن به كاینات زكات زنده بودن خود را با ثبت نتایجی زیبا وستارهایی درخشان بپردازیم و این نشاط وشورعشق را دررگهای همه دوستان ودوستداران خودبانشاط جاری كنیم.
+
نوشته شده در سه شنبه 13 آذر1386ساعت 12 بعد از ظهر توسط حمید باباپور
|
تصور كنيد و پاسخ تست هاي روانشناسي را بدهيد
لطفا ْ قبل از اینکه دنبال پاسخ باشید سعی کنید اول به سوالها جواب دهید !!! پرسش هاي زير را بخوانيد و موقعيت هاي داده شده را در ذهن خود به تصوير بكشيد و اولين تصويري را كه به ذهنتان مي آيد،يادداشت كنيد.سعي كنيد سوال ها را بيش از حد، بررسي نكنيد.اين آزمون، نوعي آزمون روانشناسي است، و پاسخ هاي داده شده به پرسش ها، مستقيما با ارزشها و ايده هايي كه شما در زندگي شخصي داريد، مرتبط هستند.قلم وكاغذ برداريد و جوابها را يادداشت كنيد. 1_در جنگل ، در حال قدم زدن با شخصي هستيد، شخص همراه شما كيست؟ 2_باز هم در جنگل، قدم مي زنيد. حيواني را مي بينيد.ميتوانيد بگوييد چيست؟ 3_چه تعامل يا ارتباطي بين شما و آن حيوان ايجاد مي شود؟ 4_به اعماق جنگل مي رويد.وارد محوطه اي بدون درخت مي شويد و در مقابل خود، خانه رويايي و ايده آلي را كه در ذهن داشتيد مي بينيد آنرا توصيف كنيد؟ 5_آيا دور خانه شما نرده يا توري وجود دارد؟ 6_وارد خانه مي شويد. به اتاق ناهارخوري مي رويد و ميز ناهار خوري را مي بينيد.توضيح دهيد روي ميز و دور و بر آن چه مي بينيد؟ 7_ از در پشت خانه خارج مي شويد. بر روي چمنها يك فنجان قرارگرفته است.جنس فنجان از چيست(سراميك،شيشه،كاغذ،چيني و . . .)؟ 8_با فنجان چه مي كنيد؟ 9_در حاشيه و اطراف خانه قدم مي زنيد و خود را كنار آب مي بينيد، آبي كه مي بينيد چه نوع است(دريا،اقيانوس،نهر،رودخانه،درياچه و . . .)؟ 10_چگونه از روي آب مي گذريد؟ . . . . . . . . . . . . . .
پاسخ هاي خود را با بررسي هاي زير مقايسه كنيد : 1_همراهي كه از او نام برديد، و با شما قدم مي زند،مهم ترين فرد زندگي شماست. 2_اندازه حيواني كه در جنگل مي بينيد، بيانگر حجم مشكلات شخصي شماست. 3_ارتباطي كه با حيوان برقرار ميكنيد و اعمالي كه انجام مي دهيد نشان مي دهند كه به چه شيوه با مشكلات خود(مثبت يا منفي) برخورد خواهيد كرد. 4_اندازه خانه رويايي شما، تعيين كننده مقدار انگيزه و هدف شما در حل مشكلات و مسائل است. 5_اگر هيچ نرده يا حصاري دور خانه رويايي خود در نظر نگرفته ايد، نشان مي دهيد كه شخصيت آزادي داريد و هميشه از مردم استقبال مي كنيد و به آنها خوشامد مي گوييد. به عكس، حضور نرده، نمايشگر شخصيت بسته و محدود شماست،شما ترجيح مي دهيد كه افراد، سرزده به ديدن شما نيايند. 6_اگرپاسخ شما،شامل خوراك،افراد و يا گلها نيست،از زندگي،كاملا ناراحت هستيد. 7_دوام و پايداري جنسيت فنجان انتخاب شده توسط شما،پايداري رابطه شما و شخص نامبرده در سوال اول را نشان مي دهد. 8_نحوه كار شما با فنجان، نشانگر طرز تفكر شما نسبت به شخص سوال اول است. 9_اندازه و حجم آبي كه مي بينيد،بيانگر عاطفه و احساسات شماست. 10_ميزان خيس شدن شما،هنگامي كه از آب عبور مي كنيد، اهميت ارتباطات و روابط عاطفي شما را نشان مي دهد.
+
نوشته شده در دوشنبه 12 آذر1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط حمید باباپور
|
ما مخلوقاتی هستیم که عاداتی داریم و بدون آن عادات نمی توانیم زندگی کنیم. بعضی از این عادات بد و ناگوارند که باید اصلاح شوند. برخی دیگر خوب هستند که باید تقویت شوند. و شماری هم عالی و ممتاز که باید به درجه کمال برسند. عادت 1 : عامل باشید. نه اینکه مورد اعمال نفوذ دیگران قرار بگیریم. این امر این توانایی را به ما می بخشد که واکنش خود را نسبت به اوضاع و شرایطی ویژه انتخاب کنیم و اوضاع و شرایطی را به وجود آوریم.
به معنای شناخت مسئولیت خود برای پدید آوردن امور است.
یعنی بدانید به کجا می روید، تا بتوانید بهتر دریابید که اکنون کجا هستید و گامهایی را که بر میدارید همواره در مسیر درست است.
موفقیتهایی که به بهای چیزهایی به دست آمده اند که نا آگاهانه آنها را ارزشمند تر دانسته اند. اغلب می کوشند به میزان بیشتری از درآمد، آوازه یا رقابت حرفه یی برسند اما ناگهان در می یابند که انگیزه شان برای رسیدن به هدفشان، آنها را در برابر آنچه که واقعاً برایشان اهمیت داشت و اکنون از دست رفته است کور کرده است.
در حالی که موارد ضروری فاقد فوریت، نیازمند ابتکار عمل و خوی و سرشت عامل بودن است. نخست باید فرصت ها را به چنگ آورد. مسائل و بحرانهای ساکن در این بخش بزرگتر و بزرگتر می شود تا عاقبت به طور کامل شما را تحت استیلای خود در آورده و با ضربات کوبنده از میدان بیرون می راند.
ارتباطی در صدد جذب منافع دو جانبه است. برنده / برنده یعنی تمام توافقها و راه حل ها برای هر دو طرف نافع، سودمند و رضایت بخش است. با راه حل برنده / برنده همه از تصمیم خود خشنودند و برای اجرای آن احساس تعهد می کنند. برنده / برنده زندگی را عرصه همکاری تلقی می کند و نه میدان رقابت. اندیشه ها، تواناییها و عواطف خویش بسنجند و آنگاه به داوری بیندیشند. به همین دلیل بدون اینکه به گونه ای ژرف به مسائل بنگرند و واقعاً آن را درک کنند، شتابزده راه حل ارائه می کنند. این اصل شاه کلید روابط موثر با دیگران است.
ذهن، قلب و زبان خود را به امکانات، راه حل ها و انتخابهای تازه گشوده اید.
که گروهی به اتفاق بر نوشتارهای پیشین که حاکی از اختلال، وقفه یا عقب افتادگی در بلوغ اجتماعی است خط بطلان می کشند و با پدید آوردن طرحهای نو، موفقیت خود را در کامیابی جمع، جستجو می کنند.
که با رنج و زحمت فراوان درختی را اره می کند.
بگمانم که مدت زیادی است که سرگرم اره کردن هستید.
بیشتر از پنج ساعت است که یک نفس کار می کنم.
فکر نمی کنید که بهتر است چند لحظه ای تامل کرده و پس از تیز کردن اره، کارتان را از سر گیرید. یقین دارم که سریعتر پیش خواهید رفت.
ابداً وقت ندارم. هفت عادت مردمان موثر(استفان کاوی)
+
نوشته شده در شنبه 10 آذر1386ساعت 10 بعد از ظهر توسط حمید باباپور
|
داشتن بهترین خانه و جدیدترین اتومبیل نیست. هدف زندگی برای خیلی از افراد فقط خوشبختی است، خوشبختی. بعضی از آدم ها ممکن است خوشبخت تر از دیگران به دنیا آمده باشند و بتوانند لذت زندگی را تمام و کمال ببرند. برای بقیه، دست یافتن به خوشبختی چندان هم ساده نیست، یعنی برای آنها اینطور برنامه ریزی نشده است. اما اینهم مثل برنامه ریزی های دیگر، قابل تغییر است. شما می توانید بااستفاده از نکاتی که در این مقاله برایتان عنوان می کنیم ، برنامه زندگیتان را از نو بنویسید تا بالاترین درجه خوشبختی از آنِ شما شود.
اگر در کنار افراد عصبانی، افسرده و ناراحت باشید، به شما هم منتقل خواهد شد. کاری هم از دست شما ساخته نخواهد بود. اما اگر در کنار افراد شاد و خوشحال باشید، شادی آنها به شما نیز انتقال می یابد و عادات آنها را یاد گرفته و مثل آنها به اتفاقات بد واکنش می دهید. و خیلی زود ریشه افکار و تاثیرات منفی از زندگیتان کنده شده و افکار مثبت جای آن را خواهد گرفت.
سعی کنید هر روز زمانی را به قدردانی و شکرگذاری اختصاص دهید. به این فکر کنید که باید بابت چه چیز و از چه کسانی شکرگذار باشید و از کسانی که کار خوبی برایتان کرده اند، به طریقی تشکر و قدردانی کنید.
به جای فکر کردن به مشکلات، به مرحله بعدی بروید: اینکه چطور می توانید آن را حل کنید. اگر بتوانید همیشه به راه حل مشکلات فکر کنید و چنین طرز فکری را در خود رشد دهید، مطمئناً بسیار شادتر زندگی خواهید کرد.
تاجایی که می توانید با کسانیکه دوستشان دارید وقت بگذرانید. این میتواند یک تلفن زدن ساده یا یک ملاقات کوتاه باشد. با آنها گفتگو کنید، کارهایتان را با هم انجام دهید و صمیمیت برقرار کنید.
ممکن است معمولاً از آن آگاه نباشیم اما معمولاً میخواهیم خودمان، اطرافیانمان و چیزهای اطرافمان را تغییر دهیم. این راه قطعاً به بدبختی و ناراحتی منجر خواهد شد چون ما قادر به عوض کردن و کنترل دنیا نیستیم. باید همه چیز را آنطور که هست بپذیریم، سعی کنیم تاآنها را درک کنیم یا حتی دوستشان بداریم. خودتان را هم باید آنطور که هستید بپذیرید و به خودتان اجازه دهید که فقط خودتان باشید، سعی کنید خودتان را درک کرده و دوست داشته باشید. با سایرین هم همین برخورد را داشته باشید.
به جای پریدن از یک شاخه به شاخه دیگر و با عجله انجام دادن کارها، تصمیم بگیرید که هر روز کارهای کمتری را انجام دهید، قرارملاقات های کمتری بگذارید و... آنگاه هر کار را آرام تر، با تمرکز و راحتی بیشتر انجام دهید و سعی کنید زمان حالتان را از دست ندهید و از آن نهایت استفاده و لذت را ببرید.
زمانی که احساس خوبی دارید، از هیچ چیز ناراحت نیستید، غذایی واقعاً خوشمزه را مزه می کنید، یا هر احساس مطبوع دیگر را تشخیص دهید. دقت کردن به این جزئیات ساده به شما کمک می کند روی زمان حال متمرکز شوید.
هر روز چند دقیقه هم که شده برای جایزه دادن به خودتان وقت بگذارید. این جایزه هر چیزی می تواند باشد، یک تکه شکلات، یک حمام گرم، راه رفتن با پای برهنه روی چمن های حیاط، یا حتی یک چرت کوتاه. این نیز بگذرد. وقتی اتفاقات بد می افتد، و شما برای قبول آن مشکل دارید، همانطور که گذشتگان فکر می کردند، با خودتان فکر کنید: این نیزبگذرد. و مطمئن باشید که آن اتفاق بد هم گذشته و شما جان سالم به در خواهید برد.
وقتی به دیگران بخشش می کنید، چه پول باشد یا وسائلی که دیگر به آن نیازی ندارید یا حتی وقتتان یا عشقتان، شادتر خواهید شد. همین امروز اینکار را امتحان کنید، مطمئن باشید که تفاوت شگرفی در زندگیتان حاصل خواهد شد.
اگر کاری را انجام دهید که واقعاً به آن علاقه داشته باشید، مطمئناً شادتر خواهید بود. این یکی از بهترین کارهایی است که میتوانید برای نزدیک شدن به احساس شادی و خوشبختی انجام دهید. اگر غیرممکن به نظر رسید، دلسرد نشوید. دیگران هم این کار را انجام داده اند پس مطمئن باشید که شما هم می توانید.
به جای اینکه به کارهای نکرده تان یا به کارهایی که در آن شکست خورده ایدنگاه کنید، به کارهایی که با موفقیت به پایان رسانده اید فکر کنید. خیلی وقت ها این کارهای خیلی بیشتر از آن چیزی است که خودمان فکر می کنیم.
عمل ساده خندیدن به تنهایی می تواند شما را شادتر کند. یک فیلم خنده دار نگاه کنید، جوک بگویید، کتاب های طنز و فکاهی بخوانید و تا میتوانید بخندید.
شما شایسته شادی و خوشبختی هستید. همین جمله ساده برای خیلی از افراد اهمیت زیادی دارد چون آنها تصور نمی کنند که واقعاً استحقاق شاد بودن را داشته باشند. اگر احساس می کنید شما نیز چنین تصوری از خود دارید، باید اول بفهمید که این تصور نادرست است و شما لایق بالاترین شادی ها هستید.
وضعیتی وجود دارد که در آن شما خودتان را در کاری غرق می کنید و دنیای اطرافتان را فراموش می کنید. این کار موجب شادی و بازده بسیار بالا خواهد شد. با از بین بردن چیزهایی که باعث پرت شدن خواستان می شود، و شروع یک کار مشکل (اما قابل انجام) و مورد علاقه خود می توانید به شادی دست پیدا کنید.
داشتن هدف های زیاد منجر به بیهودگی می شود. یک هدف برای خود انتخاب کنید و روی آن متمرکز شوید. و برای رسیدن به آن تا میتوانید تلاش کنید. رسیدن به هدف ها موجب شادی و خوشبختی شما میشود.
کتاب ها و مجلاتی که درمورد داستان های موفقیت آمیز مربوط به کاری که میخواهید انجام دهید، نوشته اند، را مطالعه کنید. اینکار به شما الهام و انرژی می دهد.
وقتی کار درستی انجام می دهید، وقتی کاری را به پایان میرسانید، و احساس می کنید از نتیجه کار راضی هستید، به خودتان جایزه بدهید و جشن بگیرید.
سعی کنید حداقل در یکی از جنبه های زندگی خود خودمختار شوید. اگر در زمینه کارتان باشد که بسیار عالی خواهد بود اما اگر اینطور نبود جای دیگری را پیدا کنید مثل یک سرگرمی فرعی یا یک فعالیت اجتماعی. برای شاد بودن باید کنترل کارهایتان دست خودتان باشد.
با کم کردن بعضی از تعهداتی که علاقه چندانی به انجام آن ندارید، و جایگزین کردن آن با کارهایی که به آن علاقه مندید، شادی را تجربه کنید.
هر روز، سعی کنید به طریقی به اطرافیانتان مهربانی کنید. این مهریانی ها هر چند هم کوچک باشد، مثل باز کردن درب برای دیگران، لبخند زدن به آنها و از این قبیل، باعث شاد شدن شما می شود.
یک پیاده روی کوتاه یا دو می تواند استرس شما را کاهش داده و روحیه تان را تقویت کند. هیچ کاری سخت نیست.
افکارتان را تحت کنترل داشته باشید. وقتی به افکار منفی رسیدید سعی کنید به جای آن به چیزی خوب فکر کنید.
خیلی ها عادت دارند همیشه به افراد موفق و شاد حسادت کنند. مطمئن باشید اینکار شما را به هیچ کجا نمیرساند. به جای حسادت ورزیدن سعی کنید برای آنها خوشحال باشید. بعد روی خودتان و کارهای مثبتتان تمرکز کنید.
شاید این به نظرتان پیشنهادی عجیب بیاید اما مطمئن باشید اگر یکبار آن را امتحان کنید هیچوفت پشیمان نخواهید شد. به جای اخبار می توانید کتاب هایی بخوانید یا به موسیقی گوش دهید که روحیه تان را تقویت میکند.
عجیب است که خیلی از ما از امتحان کردن کارهای جدید واهمه داریم و وقتی چیزی را نمی دانیم خیلی زود می پذیریم. اما یاد گرفتن مهارت های جدید یا اطلاعات تازه یکی از لذت بخش ترین کارهایی است که می توانید انجام دهید.
برای تماشای طلوع یا غروب خورشید بیرون بروید. آب را تماشا کنید، چه رودخانه باشد، چه دریا و چه اقیانوس. ابرها و ستاره ها را تماشا کنید. به حیوانات نگاه کنید. به آدم ها نگاه کنید. و از همه طبیعت الهام بگیرید.
وقتی در یک موقعیت ناراحت کننده هستید، به اطرافتان نگاهی بیندازید؛ پوچ بودن آن را درک کنید و فقط بخندید. مطمئن باشید برای هیچ کس اهمیتی نخواهد داشت. پس بخندید و شاد باشید. با ارزوی شادترین دقایق برای شما
+
نوشته شده در جمعه 2 آذر1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط حمید باباپور
|
|
منوی اصلی
پیوندها
آرشیو
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
