|
امروز همان فردایی است که دیروز در انتظارش بودی .. انیشتین
موفقیت پیش رفتن است نه به پایان رساندن ..انتونی رابینز به کسی عشق بورز که لایق عاشق شدن باشه نه تشنه به عاشق شدن چون تشنه روزی سیراب می شود..ویکتور هوگو مقصر ترین افراد کسانی هستند که روحی مایوس دارند..ناپلئون اگر مرگ در کار نبود هرگز اخلاق وارد نمی شد..شاتو بریان برگ در انتهای زوا ل می افتد وسیب در ابتدای کمال بنگر که چگونه می افتی همچون برگی زرد یا سیبس سرخ... خودم کاش سه چیز در دنیا وجود نداشت عشق-غرور -و دروغ انگاه کسی از روی غرور برای عشق دروغ نمی گفت راه در جهان یکی است وان راه رستگاری است...زرتشت سعادتمند کسی است که به مشکلات زندگی می خندد...شکسپیر اغلب انهایی پیروز و موفق هستند که کمتر تمجید شنیده اند ...رابله فراموش کن چیزی رو که نمی توانی بدست اوری وبدست اور چیزی را که نمی توانی فراموش کنی...شکسپیر ان که چرا یی برای زیستن دارد هر چگونه ای را می تواند تحمل کند... راسل بسیاری از مردم نقره را برای بدست اوردن طلا از دست می دهند...وبستر *آرام باش،تو کل کن،تفکر کن،سپس آستینها را بالا بزن آنگاه دستان خدا را خواهی دید که زودتر از تو دست به کار شده اند. (امام علی«ع») *سنگی که طاقت ضربه های تیشه را ندارد تندیسی زیبا نخواهد شد. از زخم تیشه خسته نشو که وجودت شایسته تندیسی زیباست. (؟) *خوشبختی به سراغ کسی میرود که فرصت فکر کردن به بد بختی را ندارد. (؟) *برای کشف اقیانوسهای جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید. این جهان تغییر است نه تقدیر... (؟) *اگر چشمی در برابر چشمی گرفته شود آن هنگام دنیا کور می شود. (گاندی) *موفقیت ربطی به شانس ندارد. موفقیت یعنی شکست+کار (آنتونی رابینز
+
نوشته شده در یکشنبه 31 تیر1386ساعت 6 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
سوال اول: سوال دوم: سوال سوم: سوال چهارم: سوال پنجم: سوال اخر: وقت برگشتن به خانه است ايا راه كوتاه و ساده را انتخاب مي كنيد؟ .................................. جواب ها جواب سوال اول: جواب سوال دوم: جواب سوال سوم: جواب سوال چهارم:
+
نوشته شده در سه شنبه 26 تیر1386ساعت 5 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
برای زندگی فکربکنيد امّاغصه نخوريد (ديل کارنگی(
وقتی دنبال خوبی دیگران باشید بهترین ها را در خود خواهید یافت
+
نوشته شده در دوشنبه 25 تیر1386ساعت 4 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
فكر كنید و سعی كنید به سؤالات زیر پاسخ دهید: 1) پنج نفر از ثروتمندترین مردم جهان را نام ببرید. 2 ) برندههای پنج جام جهانی آخر را نام ببرید. ( 3 آخرین ده نفری كه جایزه نوبل را بردند چه كسانی هستند؟ 4 ) آخرین ده بازیگر برتر اسكار را نام ببرید. نمیتوانید پاسخ دهید؟ نسبتاً مشكل است، اینطور نیست؟ نگران نباشید، هیچ كس این اسامی را به خاطر نمی آورد. روزهای تشویق به پایان میرسد! نشانهای افتخار خاك می گیرند! برندگان به زودی فراموش میشوند! اكنون به این سؤالها پاسخ دهید: 1 ) نام سه معلم خود را كه در تربیت شما مؤثر بودهاند ، بگویید. 2 ) سه نفر از دوستان خود را كه در مواقع نیاز به شما كمك كردند، نام ببرید. 3 ) افرادی كه با مهربانیهایشان احساس گرم زندگی را به شما بخشیدهاند، به یاد بیاورید. ( 4پنج نفر را كه از هم صحبتی با آنها لذت میبرید، نام ببرید. حالا ساده تر شد، اینطور نیست؟ افرادی كه به زندگی شما معنی بخشیدهاند، ارتباطی با "ترینها" ندارند، ثروت بیشتری ندارند، بهترین جوایز را نبردهاند، ... آنها كسانی هستند كه به فكر شما هستند، مراقب شما هستند، همانهایی كه در همه شرایط، كنار شما میمانند . كمی بیاندیشید. زندگی خیلی كوتاه است. و شما در كدام لیست قرار دارید؟ نمیدانید؟ اجازه دهید كمكتان كنم. شما در زمره مشهورترین نیستید...، اما از جمله كسانی هستید كه برای درمیان گذاشتن این پیام در خاطرمن بودید
+
نوشته شده در جمعه 22 تیر1386ساعت 4 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
كوله پشتياش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدا بگردد؛ و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود.مسافر با خندهاي رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن؛ و درخت زير لب گفت: ولي تلخ تر آن است كه بروي و بي رهاورد برگردي. كاش ميدانستي آنچه در جستوجوي آني، همينجاست. درخت گفت: زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم. و پيمودن خود، دشوارتر از پيمودن
جادههاست
+
نوشته شده در جمعه 15 تیر1386ساعت 4 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن.
پرمعنی ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر.
عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده.
بی رحم ترين کلمه(( تنفر)) است...با آن بازی نکن.
خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن.
نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر.
بازدارنده ترين کلمه((ترس)) است...با آن مقابله کن.
با نشاط ترين کلمه ((کار)) است...به آن بپرداز.
پوچ ترين کلمه((طمع)) است...آن را بکش.
سازنده ترين کلمه((صبر)) است...برای داشتنش دعا کن.
روشن ترين کلمه((اميد)) است...به آن اميدوار باش.
ضعيف ترين کلمه((حسرت)) است...آن را نخور.
تواناترين کلمه((دانش)) است...آن را فرا گير.
محکم ترين کلمه ((پشتکار)) است...آن را داشته باش.
سمی ترين کلمه((شانس)) است...به اميد آن نباش.
لطيف ترين کلمه((لبخند)) است...آن را حفظ کن.
ضروری ترين کلمه((تفاهم)) است...آن را ايجاد کن.
سالم ترين کلمه((سلامتی)) است...به آن اهميت بده.
اصلی ترين کلمه((اعتماد)) است...به آن اعتماد کن.
دوستانه ترين کلمه((رفاقت)) است...از آن سو استفاده نکن.
زيباترين کلمه((راستی)) است...با آن روراست باش.
زشت ترين کلمه((تمسخر)) است... دوست داری با تو چنين شود؟؟
موقر ترين کلمه((احترام)) است...برايش ارزش قايل شو.
آرامترين کلمه((آرامش)) است...به آن برس.
عاقلانه ترين کلمه((احتياط )) است...حواست را جمع کن.
دست و پا گير ترين کلمه((محدوديت)) است...اجازه نده مانع پيشرفتت شود.
سخت ترين کلمه ((غير ممکن)) است...وجود ندارد.
مخرب ترين کلمه((شتابزدگی)) است...مواظب پلهای پشت سرت باش.
تاريک ترين کلمه((نادانی)) است...آن را با نور علم روشن کن.
کشنده ترين کلمه((اضطراب)) است...آن را ناديده بگير.
صبور ترين کلمه((انتظار)) است...منتظرش بمان.
با ارزش ترين کلمه((بخشش)) است...سعی خود را بکن.
قشنگ ترين کلمه((خوشرويی)) است...راز زيبايی در آن نهفته است.
رسا ترين کلمه((وفاداری)) است...بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن است.
محرک ترين کلمه((هدفمندی)) است...زندگی بدون آن پوچ است.
و هدفمند ترين کلمه((موفقيت)) است...پس پيش به سوی آن.
+
نوشته شده در یکشنبه 10 تیر1386ساعت 4 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
روزي مردي خواب عجيبي ديد او ديد که پيش فرشته هاست و به کارهاي آن ها نگاه مي کند.
هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها از زمين مي رسند، باز مي کنند و آن ها را داخل جعبه مي گذارند.
مرد از فرشته اي پرسيد، شما چه کار مي کنيد؟
فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت: اين جا بخش دريافت است و دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم.
مرد کمي جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي گذارند و آن ها را توسط پيک ها يي به زمين مي فرستند. مرد پرسيد شماها چکار مي کنيد؟ يکي از فرشتگان با عجله گفت: اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت هاي خداوندي را براي بندگان مي فرستيم.
مرد کمي جلوتر رفت و ديد يک فرشته بيکار نشسته است.
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بيکاريد؟
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.
مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي عده بسيار کمي جواب مي دهند.
مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟ فرشته پاسخ داد: بسيار ساده،
فقط کافي است بگويند: خدايا شکر
!
خدایا ![]() خدایا من انسانم به آنگونه ای که تو آفریدی . نمی توانم مثل فرشتگانت پاک و آسمانی باشم .
گاهی فریب می خورم و گاهی فریب میدهم . گاهی ناشکر می شوم و گاهی خودخواهی وجودم را فرا می گیرد.
اما همیشه همیشه همیشه پشیمان می شوم و به سوی تو باز می گردم چون آغوش تو همیشه باز است.
پروردگارا می دانم که دعا سرنوشت بد را از ما دور می سازد. پس این بار نیز دست نیاز را به درگاه تو دراز می کنم و از کسی خواسته هایم را طلب می کنم که هیچ گاه بر سرم منت نمی گذارد . آرزوهایم را به تو می گویم . به تو که همیشه دوست منی . عاشق تر از همیشه سر بر آستان ملکوتیت می گذارم و در دل دعا می کنم و از تو می خواهم که اگر به صلاح است دعایم را مستجاب کنی
![]() خــــدایا: سایبانی از جنس اشک و نیاز می خواهم تا سجاده ی دلم
را در آن بگسترانم و با دستان خسته قنـــوتم از تو بخواهم که بر وجود
سردم نور نگاهت را بتابانی و گل های زیبای عشق و ایمان را بار دگر
در من تازه گردانی ....
خدايـــــا : به من توفیق تلاش مقابل شکست، صبر در نومیدی ،رفـتن بی همـــــراه
کار بی پاداش، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ،ایمان بی ریا ،خوبی بی نمود، عـــــشق بی هوس ، تنهایی در انبوه ، و دوست داشتن بدون آنکه دوست بداند، روزی کن....وهمواره با من بمان و تنهایم مگذار . بگذار نخی به انگشتانم ببندم تا
هرگز فراموشت نکنم که آرامش دل تنها با يـــاد تو میسر است ...
توفیقم ده که بیش ازطلب همدردی، همدردی کنم
بیش ازآنکه مرابفهمند دیگران رادرک کنم
بیش ازآنکه دوستم بدارند، دوست بدارم
زیرادرعطاکردن است که میستانیم ودربخشیدن است که بخشیده میشویم ودر
مردن است که حیات ابدی می یابیم ....
خداوندا
امروز به تو توكل مي كنم .
مرا به آغوش خود هدايت كن تا احساس امنيت كنم .
مرا در نور خود شستشو بده و بگذار در لذت و خوشي تو غوطه ور شوم .
مرا سرشار از آرامش خود كن .
مرا در آغوش خود بگير و با من حرف بزن . بگذار خود را آنگونه ببينم
كه تو مرا مي بيني بگذار نگاهت كنم .
بگذار گرمي حضورت را حس كنم و نفست را به آرامي در ذهنم حل كنم .
بگذار آنقدر خيره نگاهت كنم تا به رويايي عميق فرو روم .................
آري به رويايي عميق.....زيرا فقط در روياست كه با من حرف مي زني و مرا .....
فقط در روياست كه به من مي گويي بنده كوچكم دوستت دارم و مراقبت هستم .
مي گويي من گاهي از راههايي به ظاهر بي رحمانه هدايتت مي كنم
اما تـــو نمي تواني درك كني ...........فقط در آنجاست كه مي گويي فرزندم تو متوجه نمي شوي وقتي راه مي روي با نگراني نگاهت مي كنم و مي بينم كه گاهگاهي زمين مي خوري ولي دستت را نمي گيرم تا
خودت بلند شوي و دوباره از اول شروع كني اما تو مي پنداري كه من تو را
فراموش كرده ام !!!!!!!!!!!!
من مي گويم خداوندا كمكم كن تا ابد همانگونه باشم كه تو مرا آفريدي .
پـــاک و معصوم و بي ريا................... و تو لبخند مي زني و هيچ نمي گويي !!!
+
نوشته شده در جمعه 8 تیر1386ساعت 3 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
بهترین سیاست صداقت است حقیقت را دوست بدار ولی اشتباه را عفو كن اشتباهات گذشته را فراموش كنید و به موفقیت های بزرگ آینده بیندیشید. اگر ارزش خود را بدانید كسی نمی تواند به شما توهین كند. بی ثمر ترین روز ما روزی است كه نخندیده باشیم. بر آنچه دارید تمركز كنید ، از داشتن آن لذت ببرید و نگران از دست دادنش نباشید. تا زمانی كه بهتر شدن بهترین است برای كمتر از آن برنامه ریزی نكنید. هر لحظه را چنان زندگی كن كه گویی واپسین لحظه است. كسی چه می داند شاید كه واپسین لحظه باشد. من به آینده علاقه دارم زیرا بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم. اگر بتوانم از شكستن یك دل جلوگیری كنم ، زندگیم بیهوده نخواهد بود. اگر بتوانم یك زندگی را از درد تهی سازم . یا رنجی را فرونشانم و یا به سینه سرخ ضعیفی كمك كنم تا دوباره به لانه خویش بازگردد ، زندگیم بیهوده نخواهد بود. تنها عذر موجهی كه می توانیم در مورد تحقیر كردن كسی داشته باشیم این است كه بخواهیم او را بهتر كنیم
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 6 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
پدر روزنامه می خواند، اما پسر كوچكش مدام مزاحمش می شد.
حوصله پدر سر رفت و صفحه ای از روزنامه را - كه نقشه ی جهان را نمایش می داد - جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد و گفت: و دوباره به سراغ روزنامه اش رفت . می دانست پسرش تمام روز گرفتار این كار است. اما یك ربع بعد ، پسرش با نقشه كامل برگشت. پدر گفت : " مادرت به تو جغرافی یاد داده است ؟ " پسر جواب داد : " جغرا فی دیگر چیست؟!؟ اتفاقأ پشت همین صفحه ، تصویری از یك آدم بود. وقتی توانستم آن آدم رابسازم، دنیا را هم دوباره ساختم ! وقتی بتوانی خود را بسازی دنیا یی را میتوانی بسازی
بالاترین... بالاترین خودت باش...
آنقدر قوی باش که بتوانی با روزگار روبرو شوی .
آنقدر ضعیف باش تا بتوانی قبول کنی که نمی توانی همه کارها را به تنهایی انجام دهی . و در مقابل کسانی که به کمک تو احتیاج دارند بخشنده باش . در مورد نیاز های شخص ات صرفه جو و قانع باش . آنقدر عاقل باش تا قبول کنی در مورد همه چیز آگاهی نداری . آنقدر ساده باش که به معجزه اعتقاد داشته باشی . شادی هایت را با دیگران تقسیم کن . در غم و اندوه دیگران شریک شو . راهنمای افرادی باش که خود را گم کرده اند . ![]() هنگامی که تردید داری پیرو کسانی باش که به موفقیت رسیده اند . ![]() اولین کسی باش که به رقیب پیروزت تبریک می گویی ![]() آخرین کسی باش که از رفیق شکست خورده ات انتقاد می کنی . برای اینکه دچار اشتباه نشوی از جایی که قدم بعدیت را می گذاری مطمئن شو . از مقصد و هدفت خاطر جمع شو تا مبادا راه غلط را بروی . با کسانی که به تو عشق می ورزند مهربان باش . و بالاتر از همه خودت باش..
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 6 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
روزی ، روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت . او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود . با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار میکرد و او را با جامههای گران قیمت و فاخر میآراست و به او از بهترینها هدیه میکرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست میداشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی میکرد. اما همیشه میترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه میشد، فقط به او اعتماد میکرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک میکرد. همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست میداشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع میشد . روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود میگفت "من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها ماندهام."
بنابراین به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بیشتر عاشق تو بودهام. تو را صاحب لباسهای فاخر کردهام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه میشوی؟" او جواب داد "به هیچ وجه!" و در حالی که چیز دیگری میگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردی در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیدهام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟" او جواب داد "نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد." قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد. بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت "من همیشه برای کمک نزد تو می آمدم و تو همیشه کنارم بودی. اکنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من میآیی؟ او گفت "متأ سفم ، در این مورد نمیتوانم کمکی به تو بکنم، حداکثر کاری که بتوانم انجام دهم این است که تا سر مزار همراهت بیایم". جواب او همچون گلولهای از آتش پادشاه را ویران کرد. ناگهان صدایی او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمیکند به کجا روی، با تو میآیم." پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوء تغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: ای کاش زمانی که فرصت بود به تو بیشتر توجه میکردم .
در حقیقت، همه ما در زندگی كاری خویش 4 همسر داریم. همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به اینکه تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کردهایم و به او پرداختهایم، هنگام ترك سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها میگذارد. همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد. همسر دوم ما، همكاران هستند. فرقی نمیکند چقدر با هم بوده ایم، بیشترین کاری که میتوانند انجام دهند این است که ما را تا محل بعدی همراهی کنند. همسر اول ما عملكرد ما است . اغلب به دنبال ثروت ، قدرت و خوشی از آن غفلت مینماییم. در صورتیکه تنها کسی است که همه جا همراهمان است .
همین حالا احیائش کنید، بهبود سازید و مراقبتش كنید
آیا شیطان وجود دارد؟
آیا شیطان وجود دارد؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد؟!
سوال ها شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند...
کرد؟
"
چیز را خلق کرد؟"
"
خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر ماست , خدا نیز شیطان است"
. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
سوالی بپرسم؟"
"
وجود دارد؟"
حسش نکرده ای؟ "
.
آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد."
تاریکی وجود دارد؟"
"
اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا, شیطان وجود دارد؟ "
نبود. پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد . خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکی که در نبود نور می آید .
حالاشما بگوییدایا شکست وجود دارد؟
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 تیر1386ساعت 6 قبل از ظهر توسط حمید باباپور
|
|
منوی اصلی
پیوندها
آرشیو
آخرین نوشته ها
طراح قالب
powered by BLOGFA.COM |
